معراج فنا
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیـم
هرچند که در اوج طلب هستی ما سوخت
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیـم
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز
چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم
گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات
چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم
بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز
هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیـــــم
ای خضر جنون ! رهبر ما شو که دراین راه
رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیـــم
شفیعی کدکنی (م.سرشک)
.jpg)
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:6 توسط : آرا

