تبليغاتX
شوریدگان
شوریدگان
چهارشنبه سی ام آبان 1386
گل شمع آفتاب

گل من پرپر نشوی!

که بلبلی در باز شدن غنچه ی لبخند تو  زبان به سرود باز کرده است.

شمع من خاموش نگردی!

که چشمی در پرتو پیوند تو  به دیدن آمده است.

ساقه ی گلبن بهار من نشکنی!

که دلی در رویش امیدوارتو دل بسته است.

آفتاب من غروب نکنی!

که شاخه ی آفتاب گردانی به جست وجوی تو سر برداشته است.

 

                                  


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:40 توسط : فاطمه
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
عشق و کودکی

کودکی ها

به خانه می رفت
 با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی ؟
مادرش پرسید
 دعوا کردی باز؟
 پدرش گفت
 و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد
به دنبال آن چیز
 که در دل پنهان کرده بود
 تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
 و خندیده بود

حسین پناهی


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:14 توسط : آرا

RSS