تبليغاتX
شوریدگان
شوریدگان
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386
دو غریب

دو غریب

 

ای که هوای من شده ای

دم زدن در تو حیات من است.

ای که در گذرگاه عمر تو را یافته ام

تو مرا می سازی و من تو را می سازم.

تو مرا می سرایی و من تو را می سرایم.

تو مرا می تراشی و من تو را می تراشم.

تو مرا می نگاری و من تو را می نگارم.

من تو را بر صورت خویش می سازم

واز روح خویش در تو می دمم که همانند منی

که خلیفه ی منی  که امانت دار منی.

اما افسوس  افسوس که تو در زمین نیستی

تو بر روی زمین نیستی.

زمین از آن ما نیست.

زمین از آن دیگران است.

بر روی این خاک هر دو غریبیم

هر دو بی  کس ایم

هر دو اسیریم.

 

 

          http://shuridegan.blogfa.com/


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:46 توسط : فاطمه
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386
آمدم

به او گفتم:

دوباره سلام ای آشنای خوب دیروز

گفت :

سلام. .... درود ...و...عشق

و من اکنون سرشارم از شادی و برکت


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:41 توسط : بالا،دلشده
شنبه هشتم اردیبهشت 1386
عشق

                    

                     http://shuridegan.blogfa.com/

این جا و آن جا گل هایی می شکفند و سپس پژمرده می شوند.

اما اندکی از ما می توانیم راز تولد دوباره ی  آن ها را در ورق گلبرگ هاشان بخوانیم.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:19 توسط : فاطمه
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386
باور روز

و بدان کین امروز

منتظر فردایی ست

که تو دیروز در امید وصالش بودی

بهترین لحظه ای راهی شدنت ...

                                           امروز است...

لحظه را دریاب

 

باور روز برای گذر از شب کافی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گذر از شب


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:54 توسط : آرا

RSS